دروغگویی کودکان و رفتار با آنها

دروغگویی در کودکان

دروغگویی کودکان در گفتمان مجازی بررسی شد

آیا شما می توانید به بچه ها حقیقت را بگویید، وقتی آنها دروغ می گویند؟

در آزمایشی برای بررسی میزان دروغگویی کودکان،  کارت های بازی توسط Kang Lee و همکاران، کودکان باید شماره های کارت ها را حدس می زدند و در صورت برنده شدن، جایزه می گرفتند. آزمایشگر در وسط بازی، اتاق را مدتی ترک می کند و دوباره بازمی گردد، و بازی را ادامه می دهد. قبل از ادامه بازی ، آزمایشگر از کودکان سوال می کند که آیا به کارتها نگاه کرده اند یا نه؟ ۳۰ درصد کودکان ۲ ساله، دروغ گفتند، و ۷۰ درصد حقیقت را گفتند، در صورتیکه کودکان ۳ ساله، ۵۰ درصد دروغ گفتند و ۵۰ درصد حقیقت را گفتند و کودکان ۴ ساله بیش از ۸۰ درصد دروغ گفتند و کمتر از ۲۰ درصد حقیقت را گفتند، بله همانطور که می بینید این جزوی از فرآیند رشدی کودکان است.

نویسنده: محمود امیری نیا، مدرس و مؤلف هوش هیجانی

کودکان از سنین بسیار کم دروغگویی از نظر ما را شروع می کنند، مثلا از سن ۳ سالگی، که البته این باور غلط است، زیرا آنها اساسا خیلی چیزها را در این سن اشتباه متوجه می شوند و یا آنگونه که ما فکر می کنیم، درک نمی کنند و از عبارت ما منظورهای دیگری دارند.

در سنین ۴ تا ۶  سالگی ، از حالات چهره ای اش استفاده می کند، و معمولا به دلیل تفکر جادویی داشتن، مسائل را باز به شکل خیالپردازی بیان می کنند که بازهم ارتباطی به دروغگویی ندارد. و در دوران مدرسه هست که دروغگویی کودکان به دو دسته ساده و پیچیده شکل می گیرد.

  • اگر فرزند شما در حال ساختن یک دروغ داستانی است، شما هم می توانید داستانی مشابه او بگویید، منتها کمی بزرگتر و قوی تر، در این زمینه می توانید از کتابهای داستانی هم کمک بگیرید، به طوری که او تخیلش تشویق می شود، بدون آنکه دروغگویی اش، تقویت شود.
  • اساسا شرایط را به گونه ای فراهم نکنیم که کودک دچار ترس شود، در این شرایط مکانیسم غالب کودکان «انکار» یا «فرافکنی» خواهد بود، نه دروغگویی، مثلا اگر در زمانی که کودک یک استکان را می شکند، و پدر و مادر بر سر او داد می زنند، که ای چرا اینکار را کردی، کودک در دفعه های بعدی این کار را انکار می کند، در صورتی که هم ما و هم شما می دانید که لیوان شکسته، شکسته و فقط باید آن را تمیز کرد، به این روش کودک یادمی گیرد که اگر لیوانی شکست، به جای انکار حقیقت شکستن لیوان، به فکر راه حل باشد و بدون ترس از اشتباه عمدی یا سهوی، به فکر جمع کردن آن باشد. و متوسل به دروغ (انکار) یا تقصیر را به گردن دیگران انداختن نشود.
  • به جای آنکه مدام بعد از آنکه اتفاقی افتاد سرزنش نماییم، بهتر است، ابتدا قوانین و پیامدهای رعایت نکردن قوانین و نکات مثبت قوانین را به کودکان یاد دهیم، تا آنها، نسبت به کارهایشان دقت نمایند، و این مسائل قبل از اتفاق افتادن کاری (مثل ریختن آب یا …» باید گفته شود، نه بعداز انجام.
  • وقتی کودک اشتباهی می کند و آن را به شما می گوید، قبل از هر چیز از او تشکر کنید که حقیقت را به شما گفته است، و در آن لحظه نیازی نیست که او را سرزنش کنید، به جای ان در قالب داستان یا سوال باز از او بخواهید که راه حل ها یا رفتارهای دیگری که خودش می توانسته بکار گیرد را بگوید.
  • برخی مواقع والدین از واژه هایی مانند چون دروغ گفتی دیگه باهات قهرم یا دوستت ندارم استفاده می کنند، فوق العاده کار خطرناکی است، هیچ گاه دوست داشتن خود را مشروط نفرمایید در مورد کودکان مدرسه ای، شما می توانید به او بگویید که این رفتارت باعث ناراحتی و غم من شد، و اگر رفتارت را درست کنی، من تو را می بخشم، امانباید از دوست داشتن یا نداشن برای اصلاح رفتار استفاده کرد.

به گروه هوش هیجانی کودکان و نوجوانان بپیوندید: telegram.me/EQLearning2

نویسنده: دکتر محمود امیری نیا

Dr. Mahmood Amirinia مدرس و مولف مستقل هوش هیجانی . Instructor and Freelance researcher on Emotional Intelligence