شکست و وسواس عدم موفقیت

شکست به تنهایی، ما را برای تلاش و موفقیت، تشویق نمی کند. شکست به تنهایی اتلاف وقت است، اگر ما درسی از آن نیاموزیم.

چرا ما نسبت به شکست وسواس پیدا می کنیم؟

به نظر می رسد که افراد موفق علاقه عجیبی دارند که شکست های خود را جشن بگیرند و آن را به عنوان راز موفقیت خود بدانند. در این مقاله،  هاروی داشندورف «Harvey Deutschendorf» نویسنده و مدرس هوش هیجانی، نگاهی روانشناسانه دارد به اینکه چرا ما با وجود دیدن اشتباه ‌ها گذشته، تا این اندازه عاشق شکست های خود می شویم و آن را رمز اصلی موفقیت خود می دانیم.

شکست بهترین راه است برای آنکه ببینیم چه کاری را باید انجام دهیم که تا پیش از این انجام نداده بودیم.

توماس ادیسون « Thomas Edison»، ادعا کرده بود که بیش از هزار بار شکست خورده است، تا سرانجام موفق شده است که لامپ را اختراع کند. به دور از نظرگاه کلیشه‌ای این ادعا، به نظر می رسد که تا اندازه ای حقیقت در آن وجود داشته باشد. اما چطور؟

 شکست، راهی به جلو است

باتوجه به نظر ادیسون دربارۀ شکست و اینکه او تا چه میزان تلاش کرد تا خودش را در یک شرکت عالی بیابد و به موفقیت دست یابد، بسیاری از مردم موافق این نظر هستند که شکست، پایه و اساسی برای منبع اطلاعات با ارزش و کاربردی است. سر ادموند هیلاری (Sir Edmund Hillary) ، فاتح قله اورست در اولین تلاشش برای فتح قله اورست، شکست خورد ولی او توانست بخشی از مسیر صعود را که به درد نمی خورد از برنامه بعدی خود حذف کند تا در یک مسیر تازه ، به صعود دست یابد.

برای افرادی که موفق می شوند، شکست یک آیین گذار است که البته یک حق عضویت کوتاه مدت دارد. در نتیجه، وقتی که فرد موفق از این مرحله عبور کرد، خود را با ویژگی صبر و شکیبایی برچسب گذاری می کند و خود را در مسابقه ای می بیند که با تحمل و بردباری توانسته است، برنده شود. به همین دلیل است که مردم نظر مثبتی به برندگان بخت آزمایی ندارند. چون بسیاری اعتقاد دارند که برای انجام کاری، شکست بخش اول و در ادامه تلاش و پشتکار لازمۀ موفقیت در کار است.

درک احساس طردشدگی

افراد بسیار موفق، خیلی دوست دارند که در میان عموم مردم از شکست های گذشته خود، حرف بزنند. این کار آنها به این دلیل نیست که بخواهند یک نمایش اعتبار برای خود راه بیاندازند، بلکه در واقع آنها در حال جشن رفتن شکست های خود هستند. شما شاید فکر کنید که این رفتار، خودنمایی است و افراد این چنینی متظاهر هستند، اما یک لحظه به این موضوع مهم فکر کنید که وقتی هر کدام از ما، یک ضربه احساسی می خوریم حتی یک ضربه کوچک، به خودمان، مسیری که انتخاب کرده‌ایم و به هدفمان شک نمی‌کنیم؟ و دچار احساس طرد شدگی نمی شویم؟

شاید احساس طردشدگی را از طرف افراد معمولی بتوان نادیده گرفت اما اگر کسی که در آن زمینه معروف و قدرتمند است به ما بگوید که تو نمی توانی یا نمی شود، دیگر قابل چشم پوشی نیست.

بسیاری از نویسندگان موفق هم، وقتی اولین آثارشان را به ناشران می دهند، مورد پذیرش قرار نمی گیرند و برخی از آنها، حتی بارها رد می می شوند. مثلاً بیش از ۱۴۰ ناشر، کتاب سوپ جوجه برای روح همسران « Chicken Soup for the Soul » جک کانفیلد و مارک ویکتور هنسن را نپذیرفتند و آن را رد کردند یا استیفن کینگ « Stephen King» ، نسخه خطی کری «Carrie» را بعد از آنکه توسط ۳۰ ناشر رد شد، به سطل زباله انداخت. خوشبختانه، همسر او آن را از سطل زباله برداشت و استیفن را قانع کرد که دوباره تلاش کند. یا جالب است که بدانیم یک ناشر به رمان بسیار معروف «ارباب مگس » های سر ویلیام جرالد گُلدینگ « Sir William Gerald Golding» برندۀ جایزه نوبل ادبی در سال ۱۹۸۳، قبل از چاپ آن گفته بود که این رمان، یک فانتزی کسل کننده و پوچ است. این سخن یک ناشر درباره رمانی بود که بیش از ۱۵ میلیون نسخه فروش داشته است.

به همین ترتیب هرکسی که به یک موفقیت افسانه ای رسیده است، داستان شکست خود را می گوید. والتر دیزنی « Walt Disney» کارگردان، تهیه کننده و خالق بزرگ فیلمهای نقاشی متحرک از کانزاس سیتی « Kansas City » اخراج شده بود، به این دلیل که مطابق نظر آنها، او فاقد خلاقیت بود و ایده خوبی نداشت.

برای افرادی که موفق می شوند، شکست یک آیین گذار است که البته یک حق عضویت کوتاه مدت دارد.
برای افرادی که موفق می شوند، شکست یک آیین گذار است که البته یک حق عضویت کوتاه مدت دارد.
رمز و راز شکست

البته آنها که شکست خورده اند و نتوانسته اند به موفقیت برسند، کمتر شناخته شده اند. ما دربارۀ آنها خیلی کم شنیده ایم. حقیقت این است که شکست، گاهی اوقات اصلا به جایی نمی رسد. بلکه برچسب گذاری آن با موفقیت افراد موفق است که ما را از نظر روانشناسی شناختی دچار سوگیری و خطا می کند و به این شکل است که بسیاری از رهبران از این سوگیری استفاده می کنند. مثلا بسیاری سخنرانی مشهور تئودور روزولت «Theodore Roosevelt» در سال ۱۹۱۰ خوانده اند که چطور تلاش می کند که شکست را با هر احساس و شوری که شده به عنوان موفقیت سربازان و شهروندان نشان دهد.  اینجا یک تناقض بزرگ نهفته است. اینکه خیلی از مردم فکر می کنند که موفقیت پس از شکست های زیاد اتفاق می افتد و آنها شیفته‌وار از کسانی که راه های سخت و ناهموار را تحمل کرده اند، تا به موفقیت دست یابند قدردانی می کنند. و افرادی هم که موفق شده اند، گاهی درباره تلاش های وسواس گونه خود، به گونه ای صحبت می کنند که گویی این موفقیت تنها و تنها ماحصل تلاش و بردباری آنها بوده است و نقش شانس و تصادف را هم بسیار دست کم می گیرند. همین خطای شناختی موجب می شود که ما چشمان خود را تا اندازه ای به روی ابعاد دیگر موفقیت ببندیم.

از نظر روانشناسی، شاید دلیل آنکه بسیاری از افراد موفق دوست دارند که بعد از رسیدن به هدف، دربارۀ ضربه هایی که از نظر روانی به آنها وارد شده، صحبت کنند، این باشد که می خواهند با بیان احساسات و هیجان های سرکوب شده خود، این مسئله را حل و فصل نمایند. به عبارتی آنها هنوز نیاز دارند که شنیده شوند. در نتیجه می توان گفت، شکست خوردن به دلیل حس طردشدگی یک رفتار وسواس گونه را در آنها شکل داده است. اگر ما می خواهیم که گرفتار این رفتار نشویم و در عین حال یک برنده واقعی در زندگی باشیم، لازم است که از این شکست ها درس بگیریم و به جای بارها آزمون و خطا کردن، به دنبال یک یا چند منبع اطلاعات قوی باشیم. زیرا افرادی که شکست خورده اند و چه موفق شده باشند، چنین منبع اطلاعاتی را دارند و در عین حال نباید منکر تلاش از یک طرف و شانس از طرف دیگر بود. به عبارت ساده تر، برای موفق شدن به جمع آوری، بررسی و آنالیز درست اطلاعات مهم و اساسی، هم در انتخاب هدف و هم مسیر بپردازید.

منبع: این مقاله با اجازه نویسنده در اینجا منتشر شده است، و از کسانی که از مطلب استفاده می فرمایند، تقاضا دارم حتما با ذکر منبع، مؤلف و مترجم باشد. با تشکر از بازنشر این مقاله. 

WHY ARE WE SO OBSESSED WITH FAILURE? by BY   (www.theotherkindofsmart.com) Translated to Persian (Farsi) by MAHMOOD AMIRINIA

با خرید پکیج کتاب هوش هیجانی به صورت آنلاین ، در پنج طرح طلا سکه و کتاب شرکت نمایید: www.mahmoodamirinia.ir

نویسنده: سایت آموزش هوش هیجانی EQ Learning

Mahmood Amirinia . مدرس و مولف مستقل هوش هیجانی . Instructor and Freelance researcher on Emotional Intelligence

1 دیدگاه برای “شکست و وسواس عدم موفقیت”