فرزند پروری و الگوهای ارتباطی نادرست

فرزند پروری نیازمند تصحیح الگوهای ارتباطی است

فرزند پروری از نگاه دکتر برایان فریدلندر نیازمند تصحیح الگوهای ارتباطی است. از نظر او ، بسیاری از الگوهای ارتباطی فرزند پروری که والدین برای نوجوانان اجرا می کنند، با وجودیکه بهنجار تلقی می شوند، از آنجا که  به دفعات و با شدت زیاد تکرارمی شوند و خانواده نیز توانایی خاتمه دادن به آنها را ندارد،  مشکل ساز خواهندبود:

مسیرهایی به سمت فلج کامل

برخی از کارهایی که ما به عنوان والد در فرزند پروری به کار می گیریم، نشان دهنده آن است که احتمالا روابط ما با نوجوانانمان در حالت فلج  کامل قرار دارد. لغاتی که در ادامه این بحث مطرح می شود، این رفتارها را توصیف می کنند واگر به این رفتارها، به عنوان روش اصلی فرزند پروری خود (ودرواقع روش اصلی تعامل با نوجوانانمان) تکیه کرده ایم، باید نگران شویم. استفاده بیش از حد از این لغات نشان می دهد که ما درگیر نوعی جنگ هستیم. در این شرایط، والدین باید از چیزی که قبلا تحت عنوان همبستگی ازآن صحبت کردیم، کاملا آگاه باشند. گاهی اوقات، تماس و درگیری ما با فرزندانمان بیش از حدتنگاتنگ است ودر شرایطی قرارداریم که رهایی از تضاد وتعارض بسیار دشوار است. در این زمان، برای دریافت کمک ورسیدن به یک دیدگاه صحیح، به کمک مسئولان، روان شناسان مدرسه، مشاوران راهنمایی، مددکاران اجتماعی، مشاوران خصوصی، رهبران گروه جوانان یا حتی اعضای خانواده گسترده نیازمندیم.

? تنبیه کردن: «اگراین کاررا انجام ندهی،من…»،«این کاررا انجام بده وگرنه…». اگرازاین ابزار بسیار زیاد استفاده می کنید، به ویژه برای مسائل پیش پا افتاده نه در مواقع اضطراری و اگر احساس می‌کنید این راهبرد کارایی لازم را ندارد، زمان آن رسیده است که در این راهبرد تجدید نظر کنید. تنبیه، به عنوان یک «سلاح» فرزند پروری  ، بسیارقدرتمند ودرعین حال ناپایداراست. اگر این ابزار با دقت به کارگرفته نشود یا به کرات ازآن استفاده شود، مضرات زیادی می تواند دربرداشته باشد.

? دستوردادن: «توباید این کاررا انجام بدهی! » اگرویژگی بارز دوره نوجوانی، پایه‌ریزی حس هویت است باید سعی کنید در کنارمحدودیت‌ها مقدار معینی آزادی نیز بدهید. با توجه به اینکه آنها شما را امتحان می کنند، باید به خاطر داشته باشید که نمی توانید اولین یا دومین باری که قواعد را نقض می کنند، به یکباره آنها را تحت فشار قرار دهید. انعطاف پذیری در حیطه محدودیت ها را امتحان کنید. مثلا «توهفته گذشته دیر به خانه آمدی، می خواهم بدانم چه ساعتی می توانی در خانه باشی و البته آن ساعت نباید بعد از یک صبح باشد. گفتی که قرار نیست درمهمانی با مشروبات الکلی پذیرایی کنند، در حالی که این طور نشد. چه طور من وتو می توانیم مطمئن شویم که در مهمانی این هفته مشروبات الکلی نخواهدبود؟ گفته بودی تکلیفی نداری، ولی معلوم شد که برای امروز باید تکلیف انجام می دادی. چگونه می توانم مطمئن شوم که قبل از رفتن به بازی ،تکالیفت را انجام خواهی داد؟»

? اعلام کردن: «این درست است» «توباید…» «تو بهتراست…» . اعلام کردن نوع دیگر دستور دادن است. تفاوت بزرگ آنها این است که وقتی والدین مانند داور مطلق درست و نادرست رفتارمی کنند و این کار را بدون ارائه دلیل و توضیح انجام می دهند، بسیاری از نوجوانانشان می‌رنجند. اگر نوجوانان، دلایل وتوضیحات را بشنوند احترام بیشتری برای شما قائل خواهند شد و مطالب بیشتری خواهند آموخت.

? اظهار فضل کردن : «وقتی من به سن تو بودم…» ،«به یاد می آورم که …» ،«من یک بار مطلبی خواندم که…» استفاده محدود از این روش درست است، اما به چگونگی استفاده از آن بستگی دارد. آیا هدف شما از این کار، فکرکردن و سهیم کردن است یا اثبات این مسئله که روش‌های قدیمی هنوز بهترین روش ها هستند؟ اگر متوجه شدید که زمان زیادی را صرف فرزندپروری به روش گذشته می کنید، قطعا باید به گذشته برگردید و ببینید خاطرات شما چه تاثیری برجا می‌گذارند. احتمالا متوجه خواهید شد که چشمان فرزندتان بی تفاوت، به نقطه ای خیره شده‌اند…البته اگر هنوز در اتاق حضور دارند و به حرف های شما گوش می دهند.

? مطرح کردن: «کاری که فکر می‌کنم تو باید انجام دهی این است که…» ،«بهترین کاری که می توانی انجام دهی این است که…» مفید بودن این عبارات نیز به نحوه استفاده ازآنها مربوط می شود. البته، ما امور بسیاری را به فرزندانمان پیشنهادمی کنیم، اما این مطلب را باید درک کنیم که آنها، به ویژه با ورود به مراحل پایانی نوجوانی ممکن است نظر دیگری راجع به «بهترین ها» داشته باشند.

? قضاوت کردن: «تو تلاش نمی کنی» ،«تو مراقب نیستی»، «تو تنبل هستی».توجه دقیق به روح و روان فرزندمان و درک اینکه در درون آنها چه می گذرد، دشوار است. هرچه به بد بودن نوجوانمان مطمئن تر می شویم، تشویق آنها به داشتن احساس تعلق و درنظر گرفتن آنان به عنوان انجام دهندگان خدمات سازنده، سخت ترو سخت تر می شود. بیشتر والدین ممکن است در مورد توصیف واضح و عینی اعمال نوجوانشان احساس اطمینان داشته باشند، اما درباره دلایل وانگیزه ها با احتیاط داوری کنند. برای مثال نوجوانانی هستند که شدت نگرانی آنها از شکست باعث می شود از تلاش کردن روی برگردانند تا با خطر شکست مواجه نشوند.آنها تنبل یا بی تفاوت نیستند، ما با زدن برچسب های منفی عملا آنها را به سوی این گفت وگوی درونی سوق می دهیم؟».

? پیش بینی کردن: «تو شکست خواهی خورد. » «تو هرگز موفق نخواهی شد.»،«تو به خواب خواهی رفت»،«معلمت هرگز اجازه نخواهد داد که تو…»

پیش بینی، نوع دیگراز قضاوت کردن است وما قبلا در این مورد صحبت کرده ایم. گوی بلورین خود را کنار بگذارید. در موردآنچه پیش خواهدآمد، خیلی مطمئن نباشید .ما به دانش آموزانی که والدینشان آنها را متقاعد کرده اند که آینده ای تیره ومایوس کننده در پیش دارند، می گوییم: به هر ترتیب به تلاش خود ادامه دهید. شاید اشتباهی رخ بدهد، مثلا یک اشتباه اداری یا دفتری باعث شود شما و کارتان پذیرفته شوید.اما متقاعد کردن والدین دشوارتر است. بنابراین دست از«پیش بینی»بردارید! به قول معروف،«در مورد آرزوهای خود دقت کنید زیرا ممکن است به واقعیت بپیوندند.»

? جستجوکردن/کشف کردن: «تمام جزئیات را به من بگو»، «تو چکار کردی؟»، «بعد چه شد؟»، «دیگر چه کسی آنجا بود؟»

اغلب نوجوانان دوست ندارند بازجویی شوند. آنها حس می کنند که در اتاق بازجویی وزیر نور شدید قرار دارند، فقط دروغ سنج به آنها وصل نیست. مهمتراینکه فکر می کنند شما به آنها اعتماد ندارید. شاید شما برای اعتماد نکردن به آنها دلایل قابل قبولی داشته باشید. چند سئوال بپرسید، اما آن را طولانی نکنید. پرس و جوی بیشتر را به زمان دیگری موکول کنید یا از خودتان بپرسید آیا واقعا لازم است همه جزئیات را بدانم؟ اگر نمی توانید از پرس وجو دست بکشید، احتمالا بین شما و نوجوانتان مشکل بی اعتمادی جدی وجود دارد.

? چشم پوشی : «دلیلی برای نگرانی وجود ندارد»،«حال تو بهتر خواهد شد»، «علی رغم آنچه اتفاق افتاده است، همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.»

به نظر می رسد که این مسئله با آنچه قبلا در مورد آن صحبت کردیم، تفاوت زیادی دارد ، اما به هرحال، اهمیت آن کمتر نیست. آیا راهی وجود دارد که بدون انکار وبا عدم پذیرش واقع بینانه رفتارکنیم؟ بسیاری از مواقع ، والدین در مواجهه با مشکلاتی که واکنش مناسب به آن یا نحوه انجام اقدامات احتمالا ضروری رادر مورد آن نمی دانند به این باور متوسل می شوند که همه چیز خود به خود بهبود خواهد یافت. شما والدین هر چه زودتر به مشکلات بپردازید، برای خودتان، فرزندتان و کل خانواده نتیجه بهتری خواهد داشت. وقتی مطمئن شدید مشکلی وجود دارد، انکارآن فقط فرار از مشکلات است. دست به کار شوید، از همبستگی و پیوندهایتان استفاده کنید و کمکی را که فرزند نوجوانتان به آن نیاز دارد، بیابید.

فرزند پروری ، الگوهای ارتباطی با نوجوانان ، هوش هیجانی

لینک کانال تلگرام ما  : هوش هیجانی ۳۶۰ درجه

نویسنده: دکتر محمود امیری نیا

Dr. Mahmood Amirinia مدرس و مولف مستقل هوش هیجانی . Instructor and Freelance researcher on Emotional Intelligence

1 دیدگاه برای “فرزند پروری و الگوهای ارتباطی نادرست”