علت پرخاشگری کودکان در آزمایش آلبرت بندورا

علت پرخاشگری کودکان در آزمایش آلبرت بندورا

علت پرخاشگری کودکان

یکی از مشهورترین پژوهشهای «آلبرت بندورا» Albert Bandura  درباره علت پرخاشگری در کودکان مربوط به آزمایشی با یک عروسک باد شده به طول  ۹۰ تا ۱۲۰سانتی‌متر به نام  بوبو ( bobo ) بود که به وسیلۀ آن، بندورا  توانست نشان دهد که چگونه مشاهدۀ رفتار پرخاشگری می‌تواند بر یادگیری خشونت کودکان تأثیر داشته باشد و یک علت پرخاشگری باشد. او ۷۲ کودک ۳ تا ۶ ساله را انتخاب کرد که  ۳۶ نفر از آنها پسر و مابقی دختر بودند و آنها را در سه گروه ۲۴ تایی تقسیم کرد که شرح این آزمایش به همراه فیلم قابل مشاهده است.

اگر بخواهیم به علت پرخاشگری در کودکان بپردازیم باید به نظریه او اشاره کنیم.  بنا بر نظریۀ «یادگیری مشاهده‌ای» بندورا ، انسان‌ از طریق « مشاهده »[۱]، ‌« تقلید »[۲] و « الگوبرداری »[۳] رفتاری را نشان می‌دهد و به عامل تقویتی نیازی ندارد و یادگیرنده تنها کافی است که توجه و علاقه نشان دهد، آنگاه توانایی تقلید و الگوبرداریِ خود را در یادگیری رفتارها به کار خواهد گرفت.

از نظر بندورا ما در زندگی واقعی بیشتر تحت تأثیر کسی قرار می‌گیریم که شبیه ما باشد تا کسی که با ما تفاوت زیادی دارد به‌همین دلیل با وجود آنکه کودکان از شخصیت‌های فیلم و پویانما تأثیر می‌پذیرند ولی از الگوهای زنده مانند پدر و مادر بیشتر از شخصیت‌های بی‌جان تقلید می‌کنند و الگوپذیری دارند. یکی از مشهورترین پژوهشهای بندورا مربوط به آزمایشی با یک عروسک باد شده به طول  ۹۰ تا ۱۲۰سانتی‌متر به نام « بوبو» بود که به وسیلۀ آن توانست نشان دهد که چگونه مشاهدۀ رفتار خشونت‌آمیز می‌تواند بر یادگیری پرخاشگری کودکان تأثیر داشته باشد و یک علت پرخاشگری در کودکان باشد. او ۷۲ کودک ۳ تا ۶ ساله را انتخاب کرد که  ۳۶ نفر از آنها پسر و مابقی دختر بودند و آنها را در سه گروه ۲۴ تایی تقسیم کرد.

مراحل بررسی علت پرخاشگری در کودکان توسط آزمون عروسک پارچه ای بوبوی پرفسور آلبرت بندورا
مراحل بررسی علت پرخاشگری در کودکان توسط  آزمایش عروسک پارچه ای بوبوی پرفسور آلبرت بندورا

گروه اول کودکانی بودند که رفتار پرخاشگری و خشونت‌آمیز یک الگوی بزرگسال را به مدت ده دقیقه نسبت به بوبو تماشا می‌کردند که به‌صورت پرخاشگری فیزیکی، حمله‌کردن و ضربه‌زدن به عروسک بادی بود و همزمان با داد و فریاد، پرخاشگری کلامی را نیز نشان می‌دادند مثلاً می‌گفتند: «بزن تو دماغش!» یا «پرتش کن تو هوا!» و قبل از آنکه چنین رفتاری را مشاهده کنند به اتاقی برده می‌شدند که حاوی اسباب‌بازی‌های دیگربود ولی به آنها اجازۀ بازی به مدت ۲ دقیقه داده نمی‌شد تا دچار تعارض شوند و آمادگی لازم برای پرخاشگری را بیابند.

گروه دوم را کودکانی تشکیل می‌دادند که آنها هم رفتار الگوی بزرگسال را تماشا می‌کردند اما این رفتار یک رفتار خشونت آمیز نبود و به‌صورت بازی با سایر اسباب بازی‌هایی بود که در اتاق آزمایشی توسط آزمایشگر فراهم شده بود.

گروه سوم، گروهی بودند که هیچ نوع الگوی بزرگسالی را تماشا نمی‌کردند و به‌تنهایی در اتاق آزمایش بازی می‌کردند. از طرفی تمام این سه گروه،  به‌طور کاملاً مساوی به دو  گروه دختر و پسر تقسیم شده بودند. در پایان آزمایش، گروهی از کودکان که الگوی پرخاشگری بزرگسال را تماشا کرده بودند بیشتر از دو‌برابر گروه کنترل، رفتارهای پرخاشگری فیزیکی و کلامی را نشان دادند و کودکان گروهی که الگوی بدون پرخاشگری بزرگسال را مشاهده کرده بودند حتی نسبت به گروه کنترل، رفتار پرخاشگری کمتری نشان دادند (هوک، ۲۰۰۹).

 

تفاوت در علت پرخاشگری و بروز پرخاشگری کودکان دختر و پسر

همچنین بندورا به یک تفاوت جنسیتی مهم در بروز رفتار پرخاشگری دست یافت. مشاهدات او نشان داد در گروهی که الگوی پرخاشگری داشتند، میزان پرخاشگری فیزیکی پسران نسبت به دختران در حدود سه برابر بیشتر بوده است (نسبت میانگین رفتار پرخاشگرانه ۳۸٫۲ بار در پسران و ۱۲٫۷ بار در دختران) ولی در پرخاشگری کلامی چندان با یکدیگر تفاوتی را نشان ندادند ( میانگین ۱۷ بار در پسران و ۱۵٫۷ بار در دختران). پژوهشهای اخیر مشاهدات بندورا را در علت پرخاشگری در کودکان به اثبات رسانده است (هوک[۴]، ۲۰۰۹).

تحقیقات جدید برای راستی آزمایی الگوی یادگیری علت پرخاشگری از طریق مشاهده

البته انتقاداتی نیز به آزمایش بندورا شده است مثلاً «فرگوسن»[۵]در سال ۲۰۱۰ بر این باور بود که آزمایش بندورا تنها نشان می‌دهدکه کودکان به دلیل دیدن رفتار ویدیویی پرخاشگری بزرگسال و تقلید رفتار آنها علاقۀ خود را می‌خواهند به بزرگسال نشان دهند و به این معنا نیست که در آنها انگیزۀ پرخاشگری تقویت شده باشد. یا «شارون و وُولی»[۶]در سال ۲۰۰۴ بیان کردند که کودکان در سن ۳ تا ۶ سال نمی‌توانند بین دنیای واقعی و خیالی تفاوتی قائل شوند و به‌همین دلیل با این آزمایش نمی‌توان نتیجه گرفت که کودکان در دنیای خود پرخاشگری را تقلید کرده‌اند با وجود همۀ این انتقادات، آنچه که بندورا و دیگران توانستند نشان دهند، اهمیت یادگیری مشاهده‌ای الگوی رفتاری والدین در کودکان به عنوان یک علت پرخاشگری است.

یادگیری مشاهده‌ای، یکی از مهمترین الگوهای یادگیری در هیجان‌رفتار و تن‌گفتار را ارائه می‌دهد زیرا بر این اساس، نه‌تنها رفتار را می‌توان از طریق مشاهده آموخت ‌بلکه واکنش‌های هیجانی مانند ترس و شادی را نیز می‌توان بر مبنای روش جانشینی شرطی کرد.

«شرطی شدن جانشینی»[۷] یعنی ایجاد واکنش‌های شدید هیجانی در انسان نسبت به مکان، افراد و اشیاء بدون هرگونه تماس شخصیت با آنها که تنها از راه مشاهده دیگران اتفاق می‌افتد. امروزه مهمترین شرطی سازی جانشینی توسط فیلم‌ها، بازیهای رایانه‌ای و بسیاری دیگر از انواع شکل‌های رسانه‌ای می‌تواند آموخته شود به‌ویژه اگر افراد مورد مشاهده مانند ما باشند. از نظر بندورا، چنین برداشتی از خشونت به واسطۀ تماشای هیجان‌رفتار دیگران با احساس‌های خودکارآمدی ما رابطه دارد و می تواند علت پرخاشگری باشد به این صورت که موجب تصور «خود ‌توانا‌بودن» ناهنجار در ما شود و ما را در رؤیاهای خیالی سرگردان کند در حالی‌که خودکارآمدی حقیقی از طریق مشاهدۀ الگوهای هیجان‌رفتار و هنجار اجتماعی شکل می‌گیرد و ما را به واکنش رفتاری و رواشناسی نرمال و واقعی مناسب متمایل می‌کند.

تست پرخاشگری به کمک  
آزمون هوش هیجانی آنلاین

منبع:

کتاب «هیجان رفتار و تن گفتار» تألیف محمود امیری نیا ، فروردین ۱۳۹۳، نشر آراسته، صفحۀ ۱۳۲-۱۲۸ ، شابک : ۸-۸۴-۵۹۰۸-۶۰۰-۹۷۸

www.mahmoodamirinia.com

Behavioral Emotion and Body Language book, By Mahmood Amirinia, Publisher: Arasteh book, 2014,  ISBN: 978-600-5908-84-8, Pages: 128-132 

www.mahmoodamirinia.ir

به کانال هوش هیجانی ۳۶۰ درجه در تلگرام بپیوندید: @EQlearning2

نویسنده: سایت آموزش هوش هیجانی EQ Learning

Mahmood Amirinia . مدرس و مولف مستقل هوش هیجانی . Instructor and Freelance researcher on Emotional Intelligence

3 دیدگاه برای “علت پرخاشگری کودکان در آزمایش آلبرت بندورا”