زندگی نامه نویسی راهی برای زندگی شادتر

زندگی نامه خود (اتوبیوگرافی) را بنویسید تا شادتر زندگی کنید.

زمانی که نه سالم بود، خانم اعتصامی ، معلم بسیار باسابقه مدرسه، از ما خواسته بود که خاطره ای را از یکی از سفرهایمان بنویسیم. در آن سال یادم هست که به همراه خانواده به مشهد رفته بودیم. تکه تکه از مسیر را در تمام طول راه نوشتم. یک دفتر ۴۰ برگ کاهی آن زمان، برای نوشتن سفری صرف کردم که دو روزش را در راه بودیم و سه روز هم در آنجا ماندیم.جالب بود که وقتی آن را سر کلاس می خواندم، خیلی از بچه ها حوصله شان سر رفته بود. با اینحال خانم اعتصامی با لبخند به من می گفت که ادامه بده. یادم هست که بعد از هر پاراگراف، یک کلمه بعد هم با چند نقطه در کنارش گذاشته بودم تا در سر سطر بتوانم پاراگراف بعدی را شروع کنم.  خانم اعتصامی هم در پایان نوشته ام یک ۲۰ نوشت و در آخرش برایم با کشیدن شکلک خندان نوشت: «و بعد….بعد از این هم  ،ادامه بده، چون عالی بود!» این فیدبک تحسین آمیز او به همراه تصحیح زیرکانه ای که برایم انجام داد، باعث شد که از آن روز در هر شرایطی که بودم، سعی کنم تا نوشتن را ادامه دهم. می خواهد زندگی نامه ام باشد یا داستان یا مطالب علمی و فلسفی.  امروزه که بسیاری از لوازم ارتباطی مثل voice، Videoو … در حال پیشرفت و فراگیر شدن است، بسیاری از دانشجویانم و دوستان به من می گویند که چرا به جای نوشتن از آنها استفاده نمی کنی؟ راستش خیلی وقتها، توجیه می کنم که مثلا به این دلیل یا به آن دلیل ، اما خوب که فکر کردم، دیدم با نوشتن، خودم حالم بهتر می شود. بر اساس تجربیاتم در کارگاه ها و کلاسها، زمانی را اختصاص می دهم تا دانشجویان و دانش آموزان، به نوشتن بپردازند. وقتی این کار را انجام می دهند، احساس می کنم که حال آنها هم بهتر می شود. تا اینکه اخیرا مقاله ای از یکی از دوستان گرانقدرم، خانم پارکر پوپ «TARA PARKER-POPE» به دستم رسید که در مورد اثرات زندگی نامه نویسی بر هیجان ها و خلق و خوی افراد بود و به همین دلیل تلاش کردم تا مزایای زندگی نامه نویسی و نوشتن را بیشتر بررسی کنم.    

نویسنده: محمود امیری نیا، مدرس و مؤلف هوش هیجانی

تحقیقات علمی نشان می دهد که مزایا و منافع بیان نوشتاری و زندگی نامه نویسی خود بسیار وسیعتر از چیزی است که فکر می  کنیم. مطالعات نشان داده است که وقتی فرد، درباره خود یا تجارب و نظرات و زندگی نامه خود می نویسد، اختلالات خلقی در او کاهش می یابد. از طرفی موجب کاهش علائم در بین بیماران سرطانی می شود. از دیگر مزایای نوشتن، بهتر شدن سلامتی بعد از حمله قلبی است و نیز بهتر شدن حافظه.

هم اکنون، محققان بر روی این موضوع تحقیق می کنند که «آیا نوشتن زندگی فردی یا زندگی نامه نویسی خود و خودنوشت های تجربه های فردی، می تواند به تغییر رفتار منجر شود و یا موجب شادی در زندگی فرد شود؟»

این مفهوم از این ایده نشأت گرفته که ما یک روایت فردی از دیدگاه های خود درباره جهان اطراف و دیگران داریم. اما گاهی، صدای درونی ما به طور کامل درست و صحیح نیست. برخی محققان معتقدند که نوشتن و نیز ویراستاری یا دوباره نویسی زندگی نامه خود، می تواند ادراک و شناخت ما از خودمان و موانعی که بر سر هویت ما وجود دارد را تغییر دهد، و این تغییر با فیدبکی که می گیریم می تواند به بهتر شدن ما در ادامه مسیر زندگی مان منجر شود. مهمترین مزیت آن، این خواهد بود که با خود واقعی مان مواجه می شویم.

در یکی از اولین تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، مربوط می شود که ۴۰ نفر از پسران دانشجو که در دانشگاه « Duke» مورد مطالعه قرار گرفتند. این افراد به دو گروه تحقیقی تقسیم شدند، گروه شاهد و گروه آزمایشی. به گروه آزمایشی، اطلاعاتی به همراه نمایش فیلم درباره سال اول دانشگاه داده شد و از آنها خواسته شد که در رابطه به تجربیات خود در سال اول، بنویسند و روایتی از خودشان و نگاهشان به آن دوران داشته باشند. اینکه چطور با مسائل مربوط به آن دوران کنار آمدند و سازگاری پیدا کردند و یا از موانع و مشکلات یا خاطرات بد یا خوبی که داشتند، روایتی داشته باشند. نتایج این گروه نسبت به گروه کنترل بسیار شگفت انگیز بود.

این دسته از مردان جوان، نه تنها در نمرات این نمونه آزمایشی، عملکرد بهتری داشتند، بلکه آنها در یک سال آینده نیز در درسهای دیگر نمرات بهتری نسبت به گذشته کسب کردند و حتی توانستند بعد از یک سال، برخی رفتارهای خود را بهبود ببخشند.  در مقابل گروه کنترل، که هیچ توصیه و روشی را دریافت نکرده بودند، ۲۰ درصدشان تا سال بعد از نمرات قبلی خود افت بیشتری داشتند. در صوریتکه در گروه آزمایشی، این افت فقط مربوط به یک نفر از ۲۰ نفر، یعنی ۵ درصد بوده است. نتایج این تحقیقات در مجله «روانشناسی اجتماعی و شخصیت» به چاپ رسیده است.

در آزمایش دیگری در دانشگاه استانفورد بر روی دانشجویان آمریکایی-آفریقایی تبار، نتایج جالب دیگری به دست آمده است. از این دانشجویان خواسته شد که یک مقاله که مربوط به زندگی نامه شخصی شان است، بعد از دیدن یک ویدئو  بنویسند. و در مقابل از دانشجویان دیگر خواسته شده بود که روایت خود را از زندگی شان، به صورت تنها صوت و روایت شنیداری بیان کنند. نتایج نشان داد، که هر دو گروه نمرات و رفتار بهتری نسبت به گروه کنترل داشته اند، و نیز گروهی که  روایت خود را به صورت نوشتاری، عنوان کرده بودند، وضعیت بهتری داشتند.

مطالعه دیگری در مورد زوج های جوان انجام شد، از گروه آزمایشی خواسته شد که تناقض ها و اختلافات خود را بدون قضاوت بنویسند. در بین ۱۲۰ زوج جوانی که این مطالعه بر روی آنها انجام شد، افرادی که مسائل خودشان را نوشته بودند، با گذشت زمان، زندگی شادتری را داشتند و بیش از گروه کنترل توانسته بودند، مسائل خود را حل کنند و نیز از زندگی رضایتمندی بهتری داشتند.

پرفسور روانشناس،  « Timothy D. Wilson»  در این رابطه می گوید که تحقیقات بر روی زندگی نامه نویسی خود و نوشتن مسائل و مشکلات و تناقض هایمان نشان داده است که وقتی ما تلاش می کنیم تا در رابطه با خود و انسانهای دیگر بنویسیم و یا مسائل و تناقض های زندگی خود را در قالب نوشتن، روایت کنیم، قادریم از خودمان در برابر نشخوارهای فکری خود، و قضاوت های دیگران، محافظت کنیم. همچنین او در کتاب «تغییر مسیر: تغییر زندگی ما با نوشتن داستان خود» اعتقاد دارد که شاید نوشتن نتواند تمام مسائل ما را در زندگی حل کند، با اینحال می تواند به ما در کنار آمدن «coping» با مسائل زندگی بی نهایت کمک کند.

پرفسور روانشناس دیگری به نام « James Pennebaker » در دانشگاه تگزاس، نیز از یک گروه بزرگ آزمایشی دانشجویان خواست که ۱۵ دقیقه در روز بر روی یک مسئله مهم خود یا موضوع مهمی فکر کنند و درباره آن بنویسند. او مشاهده کرد که بعد از مدتی، بسیاری از اختلالات آنها تخفیف یافته بود و نیز آزمایش شوندگان با مسائل ارتباطی خود بهتر کنار می آمدند و آنها را حل می کردند. 

دکتر پن بیکر، معتقد است که «مردم با نوشتن مسائل خود، قادرند بفهمند که آنها در واقع کیستند و چه می خواهند و به کجا می خواهند بروند؟» این کار کمک می کند که آنها از اعوجاج، آشفتگی، توهمات و هذیان ها، سردرگمی نجات پیدا کنند و با خود واقعی شان، مواجه شوند. این یک تصحیح واقعی از تصویر ذهنی خودمان است که با نوشتن اتفاق می افتد.

در موسسه عملکرد انسان جانسون و جانسون، مدیرن از مراجعان می خواستند که اهداف خود را بنویسند و سپس بنویسند که چرا می خواهند به این اهداف دست پیدا کنند؟ یکی از مراجعان، داستانهایی از گذشته خودش را می نوشت و سپس آن را روایت می کرد و نیز ویراستاری شده تحویل می داد، با اینکه مؤسسه نمی توانست به داده های زیاد اطلاعاتی توجه کند، ولی کم کم توانست، داستان گونه هایی از این روایت ها تولید نماید که خط مشی این مؤسسه را تغییر داد. زیرا در یکی از این نمونه ها، زنی به نام سیری، از داستان زندگی خود نوشت که زمانی می خواست به خاطر تناسب اندام، زیاد کار کند و حالا از اینکه نتوانسته در کنار فرزندان خود باشد، احساس گناه می کند. او همچنین اشاره می کند: «من امروز، از اینکه اینهمه وقت خود را صرف یک فکر اشتباه کردم، احساس بدی دارم، فکر می کنم، امروز دیگر از هر چیزی که باعث کاهش وزنم شود، بدم می آید، چون فرزندانم را از دست دادم و بهترین زمانی را که می توانستم با آنها صرف کنم، به کارهایی بی معنا گذشت، آنهم صرف چه کردم؟ لاغری!»

دکتر گروپل از موسسه جانسون و جانسون، وقتی این اتوبیوگرافی های واقعی را می خواند، خودش شروع می کند به نوشتن زندگی خود و وقتی این کار می کند، متوجه می شود که مردم با نوشتن و روایت خودنوشت ها و زندگی نامه های خود، قادرند، اولویت های خود را در زندگی پیدا کنند و این همان ، پذیرش خود واقعی است.

به کانال هوش هیجانی ۳۶۰ درجه ما در تلگرام بپیوندید: @EQlearning2

نویسنده: دکتر محمود امیری نیا

Dr. Mahmood Amirinia مدرس و مولف مستقل هوش هیجانی . Instructor and Freelance researcher on Emotional Intelligence