انکار به دلیل نداشتن خودآگاهی هیجانی است

انکار و رابطه آن با هوش هیجانی

انکار یا denial ، یکی از مکانیسم های دفاعی روانی نابالغ (immature) و شایع است  که فرد به کمک آن و به سادگی از پذیرش یک رویداد یا واقعه امتناع می کند و واقعیت را نمی پذیرد. همچنین انکار می تواند «چشم بستن» یا خود را ندیدن زدن واقعیت هایی تعبیر شود که استرس زا و اضطراب آمیز است. در حالت روانپریشانه آن، می توان فردی را تصور کرد که همسرش را در یک واقعه از دست داده است، با اینحال تصور می کند که او زنده است و حتی لباسهایش را مرتب می کند و برایش بر سر میز غذا می چیند و در حالت روان نژندی، ممکن است شخص به گونه ای انکار نماید که ناتوانی خود را در موضوعی نبیند و خود را به ندیدن بزند و به جای پذیرفتن اشتباه خود، دیگران یا جهان پیرامون را مقصر بداند (به همراه فرافکنی) که البته به آن فرافکنی انکار «Disowning Projection» یا فرافکنی منفی هم گفته می شود. این فرافکنی عبارت است از نسبت دادن احساس ها، امیال و هیجان های ناخوشایند به دیگران، که خود داشتن آنها را انکار می کنیم و معمولا آنها را سرکوب می نماییم که در بیشتر اوقات با هیجان رفتار تحقیر و توهین به دیگران همراه است، مثلا دانشجویی که به دلیل درس نخواندن، نمره مناسب را نگرفته است، بعد استاد خود را مقصر می داند که با او خصومت داشته است. به عبارتی، در حالت روانپریشی، خود واقعه انکار می شود و در حالت روان نژندی، علت واقعه انکار خواهد شد و به شرایط دیگری نسبت داده می شود.

نویسنده: محمود امیری نیا، مؤلف و مدرس هوش هیجانی

📌 انکار، گاهی می تواند مفید هم باشد به ویژه به صورت کوتاه مدت «Short-term denial»: در این حالت ، فرد در تلاش است که خود را در برابر پذیرش حقیقت یا واقعیت که موجب استرس و اضطراب زیاد می شود، محافظت کند به این شکل که به فرد زمانی را می دهد تا راه حلی را برای مسئله به وجود آمده پیدا کند و آن را به گونه ای منطقی حل و فصل نماید. البته در صورتی این امر امکان پذیر است که به صورت آگاهانه استفاده شود، نه به شکلی نابالغ ناهشیار و ناخودآگاه یا نیمه خودآگاه. با اینحال، وجه تاریک انکار زمانی می تواند بروز پیدا کند که برای کنار آمدن با مسئله و واقعیت دردزا و استرس آور، بیش از اندازه طول بکشد و نیز مورد استفاده قرار بگیرد. در این صورت است که به هذیان ها و خیالپردازی های درخودمانده می تواند منجر شود.

⭕️شخصی که یک واقعیت یا مسئله اضطراب آمیز را نکار می کند، موارد زیر را نشان می دهد:

  1. واقعیت مربوط به مسئله را نمی پذیرد.
  2. از مواجه شدن با واقعیت اجتناب می کند.
  3. پیامدها و عواقب ناشی از آن را کوچک می شمارد.

📌 در نظر داشته باشیم که انکار همیشه با عباراتی مانند «نه» همراه نیست و می تواند با جملات و عباراتی هم همراه شود که نتیجه اش بی قدر و ارزش کردن، تلاشهای فرد مقابل برای آگاهی بخشی به اوست.

📌 سوالی که اینجا مطرح می توان کرد، این است که آیا هوش هیجانی می تواند در این زمینه به فردی که انکار بیش از اندازه می کند، کمک نماید؟

📌 بله، تحقیقات نشان می دهد که افرادی که انکار زیادی انجام می دهند، بیش از آنکه نسبت به هیجان ها و احساسات خود آگاهی داشته باشند، نسبت به هیجان های دیگران و همینطور نقطه نظرات آنها حساسیت نشان می دهد. از طرفی مهمترین و اولین گام در ارتقاء هوش هیجانی، خود-آگاهی هیجانی است. خود آگاهی، درک عمیقی است که فرد نسبت به هیجان های خود پیدا می کند و می تواند علت مثلا عصبانیت ، شادی ، غم و … خود را تشخیص دهد و درک نماید. پایش لحظه به لحظه و مونیتورینگ هیجان های خود کمک می کند که فرد آگاهی خود را افزایش دهد. این خودآگاهی هیجانی، به شخص کمک می کند که وقتی با یک انتقاد یا پیشنهاد مواجه شد، به جای انکار سریع آن یک لحظه به این فکر کند که چرا این فرد از او انتقاد می کند و یا چرا این پیشنهاد را به او می دهد؟ در این زمان است که فرصتی را به خود می دهد که با یک گفتگوی سازنده، از انگیزه و نیز علت این رفتار او نسبت به خود آگاه شود و چه بسا منافعی را نیز به طور دو طرفه به دست آورد و یا اگر انگیزه و علت رفتار فرد مقابل را درست ندانست، و در راستای منافع مادی یا معنوی خود تشخیص نداد، با تأمل و فکر نه را بگوید.

📌 شاید راحت ترین کار در مواجهه با رویدادهای اضطراب آمیز ، انکار و نه گفتن به آن باشد با اینحال افراد با هوش هیجانی بالا، تلاش می کنند که فرصتی را برای فکر کردن و پیدا کردن راه حل برای مسئله مورد نظر پیدا کنند.

خلاصه ای از گفتمان مجازی  گروه هوش هیجانی بزرگسالان : @EQlearning2

نویسنده: دکتر محمود امیری نیا

Dr. Mahmood Amirinia مدرس و مولف مستقل هوش هیجانی . Instructor and Freelance researcher on Emotional Intelligence