خودشیفتگی و راهکارهای هوش هیجانی

خودشیفتگی چیست و راهکارهای هوش هیجانی کدام است؟

اختلال شخصیت خودشیفتگی ( narcissistic personality disorder ) یا NPD و راهکارهای هوش  هیجانی (Emotional Intelligence) در گفتمان روز دوشنبه گروه آموزشی هوش هیجانی ۳۶۰ درجه بررسی شد. 

📌خودشیفتگی ، بیانگر خود خواهی، غرور ، حسادت بیمارگون و خود دوست داری زیاد است و اشاره به افسانه ای است که در آن مرد جوان خوش چهره ای، به نام «نارسیس»، محکوم به عشق ورزیدن به تصویر چهره خود در یک استخر آب شده بود و وقتی به عشق خود نرسید، آنقدر غمگین بر لب چشمه نشست و به تصویر خود نگاه کرد تا تبدیل به گل نرگس شد.

نویسنده: محمود امیری نیا، مولف و مدرس هوش هیجانی

📌رفتار خودشیفتگی در همه دیده می شود به ویژه در کودکان که جنبه مرضی ندارد. آنچه که رفتار خودشیقتگی را از اختلال خودشیفتگی در حالت پیشرفته ، «اختلال شخصیت خودشیفتگی » جدا می کند، شدت، میزان، طول مدت و میزان تأثیر آن بر عملکرد شغلی، روابط عاطفی و زندگی جاری فرد با دیگران است. بنابراین اگر شما با مطالعه این مطالب احساس کردید که خودتان یا کسی از نزدیکان دچار این اختلال است، عجله نفرمایید. زیرا باید به نرمالیته جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، توجه داشته باشیم.

📌 بیشتر چیزهایی که افراد دچار خودشیفتگی می گویند، با رفتار آنها در تناقض است. به عبارتی آنها با خود در تناقض به سر می برند. آنها اغلب جملاتی که به کار می برند، بدون نیازسنجی و شفافیت و دانشی واضح. اگر شما از آنها بپرسید که منظور شما از این جمله ای که گفتید، چه بود؟ آنها هر چه را که از اول گفته بودند را انکار می کنند و جمله یا عباراتی را بدون وقفه به کار می برند، که حواس شما از اولی پرت شود تا توجه شما به دومی جلب شود.

راهکار: شما نیاز دارید در گفتگو با افراد دچار خودشیفتگی حواس خود را به حقایقی که آنها می گویند، متمرکز کنید. و اینکه تناقض های آنها را کشف کنید و در یک فرصت مناسب آنها را به چالش بکشید به صورت کوتاه و منطقی.

📌 افرادی که دچار خودشیفتگی هستند،  در ارتباط با کارهایی که با شما انجام داده اند یا می دهند، دروغ می گویند و اگر با آنها مخالفت کنید، شما را متهم به دروغگویی یا دیوانه بودن می کنند. در این شرایط شما وقتی با یک فرد خودشیفته مواجه می شوید، دچار گیجی، سردرگمی و تناقض شدید می شوید و حتی تصور شما از خودتان ممکن است دستخوش آسیب قرار گیرد.

راهکار: شما نیاز دارید در این شرایط به یک فرد مورد اعتماد مراجعه کنید و نظر او را در این رابطه بپرسید. چون ممکن است این طرز فکر را به صورت هذیانی ناچار شوید که بپذیرد که نکند شما هستید که اشتباه می کنید و یا کلا اشتباهی هستید.

نکته مهم:
📌 افراد نرمال و معمولی نیز ممکن است تحت شرایط استرس و فشار روانی، به صورت غیر منطقی و متناقض رفتار کنند. همه چیز را انکار کنند و افکار پارانوئید و بدبینانه پیدا کنند. با اینحال آنها قادرند در ظرف یک ساعت، یک روز یا نهایتا چند روز به حالت عادی شناختی و رفتاری خود بازگردند و خود را ریکاوری و بازیابی کنند. به هیچ عنوان آنها خودشیفته نیستند، بلکه حتی نیازمند توجه و حمایت عاطفی و شناختی و درک متقابل و همدلی شما هستند و هر چه این حمایت منطقی (احساسی و عقلی) باشد، آنها سریع تر خود را ریکاوری می کنند. در صورتیکه افراد دچار خودشیفتگی ، بارها و بارها قلب شما رانشانه می گیرند، احساسات شما را جریحه دار می کنند و به این روش برای مدتها و حتی سالها ادامه می دهند.

⭕️۹ ویژگی اختلال شخصیت خودشیفته یا NPD:

📌نسخه پنجم کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM)، ویژگی های زیر را به عنوان علائم اختلال خودشیفتگی ، معرفی کرده است:

۱٫ داشتن یک احساس اغراق آمیز درباره اهمیت دادن به خود
۲٫ داشتن توهمات موفقیت و خیالبافی های بیش بها داده شده در ارتباط با قدرت نامحدود، استعداد بی اندازه، زیبایی و عشق ایده آل.
۳٫ اعتقاد فرد به اینکه او منحصر به فرد است و اینکه او دارای قدرت خاصی برای تشخیص و درک دیگران و اعمال دیگران است و نیز ارتباطات خاصی با نهادهای (بالادستی) دارد.
۴٫ او نیازمند تحسین بیش از اندازه و نرمال است، به ویژه تعریف و تملق از او خیلی برایش مهم است (بیش از حد نرمال).
۵٫ دارای حس اغراق آمیز استحقاق است. به عبارتی فکر می کند که همیشه حق با اوست و او تنها درست می گوید.
۶٫ استثمارگر و بهره کش است.
۷٫ فاقد حس همدلی است و دلسوزی های که معمولا انجام می دهد، بیشتر سطحی و ظاهری بوده و عمیقا احساس درک متقابل نمی کند.
۸٫ اغلب دچار حس حسادت بیمارگون به دیگران است و اینکه دیگران، دشمن او هستند و آنها به شدت به او حسادت می کنند.
۹٫ متکبرانه و مغرور رفتار می کند و اغلب رفتارهای پرافاده، بی ادبانه و توهین آمیز دارد (و معمولا با دست گذاشتن روی نقاط ضعف دیگران، آنها را از نظر ذهنی دستکاری می کند).

⭕️بخش تاریک و بخش روشن هوش هیجانی

📌برخی ممکن است بگویند که هوش هیجانی چطور می تواند به ما در مواجهه با افراد دچار خودشیفتگی کمک کند، زیرا امروزه از بخش تاریکی از هوش هیجانی «dark side of EI» صحبت به میان می آید که اتفاقا این گونه افراد گاهی مدعی آن هستند. بله این درست است، و دلایل آن را در زیر خدمتتان عرض می کنم:

📌مهمترین توانایی هایی که در هوش هیجانی تلاش می شود تا آموزش داده شود، آگاهی نسبت به هیجان های خود و دیگران و مدیریت روابط است. فرض کنیم که ما در ارتباط با یک فرد خودشیفته چه در محیط کار و یا خانه ، قرار گرفته باشیم. فیدبک های سرد، پاسخهای بدون احساس و رفتار بالا به پایین او، کم کم زندگی را برای ما سخت و طاقت فرسا و خالی از هر گونه فضای همدلی و درک متقابل می کند، ولی اگر در جهتی که او می خواهد، حرکت کنیم، فیدبک های بسیار عاشقانه و جانسوز و پر سوز و گداز دریافت خواهیم کرد. فرد خودشیفته در روابط دیگر خود، قادر است که به دلیل برون گرایی بالایی که دارد، دیگران را به صورت کوتاه مدت ، شیفته و مجذوب خود کند. معمولا این افراد طرفداران سطحی بسیار زیادی هم دارند. خوب، می بینید که او با استفاده از شناخت سطحی از هیجان ها و نه عمیق، قادر است از آن به عنوان ابزاری برای رنجش و یا ناراحتی و دستکاری ذهنی دیگران و بهره کشی از آنها استفاده کند. یک بار دیگر به علائم افراد NPD توجه بفرمایید که باور اغراق آمیزی در مورد توانایی های خود دارند. حال اگر این افراد صرفا به دانش و مهارت هوش هیجانی نیز تجهیز شود، قادر است، اثرات تخریبی بیشتری نیز بر دیگران بگذارد، این همان بخش تاریک هوش هیجانی است.

📌 مثال واقعی:
در جلسه ای با حضور برخی کارآفرینان بودیم، جوانی می گفت که در شروع یک کسب و کار است، و یک محصول تولید کرده است و می ترسد که اگر ایده هایش را بگوید، فرصت کسب و کار نوپایش به خطر بیفتد. دیگران نظر دادند که خوب، این دلیل نمی شود که ایده ها را نگه داریم، و یکی از افراد شرکت کننده هم گفت که نگه داشتن این ایده ها یک توهم است. هر چند که در آن جلسه بنده توضیح دادم که این توهم نیست، بلکه اگر این موضوع باعث شود که مدت زیادی ما ایده خود را نگه داریم از ترس دزدیده شدن، آنگاه ممکن است زایندگی خود را از دست بدهیم و به رکود کشیده شویم و این می تواند به انواع هذیان ها دامن بزند.

📌دوست کارآفرین جوان ما، شرایط سخت و رقابتی دنیای کسب و کار را مثال آورد و آن دیگری که ظاهرا از اساتید هم بود، ناگهان گفت، که این هم یک توهم است. بعد از جلسه این عزیز کارآفرین جوان را دیدم ، یک لحظه به او نگاه کردم، احساسات او را می توانستم بفهمم. اشک هایش را می توانستم حس کنم. تا چند روز ناراحت این موضوع بودم. به آن آقای مثلا آگاه نگاه کردم. خونسرد، بی احساس و بدون هیچ نوع همدلی با این جوان. بسیار ناراحت، سعی در رفع دلجویی داشتم. می خواستم به آن جوان بگویم که هی ، مرد بزرگ، تو تنها کسی هستی که در این جمع پر از حرافی، یک کالا و یک Product واقعی داری، به آن افتخار کن و کمی هم ریسک و زایندگی داشته باش تا به موفقیت برسی. این همان خودکارآمدی واقعی تو است. دلت را به دریا بزن، برنامه ریز ی کن و برو جلو. فرصت نشد که این موضوع را مطرح کنم. تا آنکه بحث خودشیفتگی را مجالی دیدم که به اساتید و بزرگانی که در حوزه هوش هیجانی فعالیت می کنند، نکته ای را گوشزد نمایم.
ما اگر به بالاترین و مدرن ترین دانش ها و مهارت ها هم تجهیز شویم، اگر با بزگترین و متنفذترین افراد جامعه هم ارتباط داشته باشیم، ولی اگر توان همدلی شناختی و عاطفی با دیگران را نداشته باشیم، بیش از دیگران در معرض خودشیفتگی قرار خواهیم گرفت.

📌می بینید که افرادی که مجهز به دانش هستند، اگر دچار فقدان همدلی شوند می توانند، مردم را ناراحت کنند، آزار برسانند، آنها را از موفقیت ها و اهداف شان دور کنند. خیلی دلم می خواست که در آن جلسه بگویم که این رفتار، مصداق واضح خودشیفتگی است. با اینحال، آن را به دلایلی، به زمان واگذار کردم و امروز با نوشتن آن تلاش میکنم که به دیگر دوستان بگویم که اگر کسی در جلسه ای، دست آوردهای واقعی و نه خیالی شما را به زیر سوال برد، عصبانی نشوید، افسرده نشوید، نیازی به جنگ و بحث هم نیست. خود دار باشید و همانطور که پیش از این هم گفتم، بیشتر تحقیق کنید، نظرات دیگران را هم بشنوید، و با تصحیح مسیر خود، بیش از پیش به سمت هدف حرکت کنید. نیازی نیست به برچسب گذاری های افراد خودشیفته چندان اهمیت دهید. آنها خود در هزارتوی تنهایی خود گیر کرده اند. آنها درونشان یک بخش خالی بزرگ است که همان فقدان همدلی است و این پاشنه آشیل آنهاست.

📌چند راهکار کوتاه در مواجهه با افراد خودشیفته: به این جوان کارآفرین و افرادی مانند او که در مواجهه با افراد خودشیفته قرار می گیرند چند راهکار از منظر هوش هیجانی دارم:

۱٫ انتظار تغییر از افراد خود شیفته نداشته باشید، همانطور که قبلا هم گفتیم ، گام برداشتن در این مسیر مانند انداختن آب دهان در اقیانوس است. به جای آن، روی تغییر خود، آگاهی از هیجان های خود و مدیریت آنها گام بردارید. این کار را به متخصصان واگذار کنید.
۲٫ وقتی آنها تلاش می کنند که توانایی های واقعی شما را دستکاری کنند، و ذهنیت شما رادرباره دست آوردهای واقعی تان به زیر سوال ببرند، نیازی نیست در تله آنها بیفتید، به مسیر واقعی خود فکر کنید و ادامه اش دهید. در این مسیر سعی کنید، در جستجوی افرادی باشید که شما را برای حل مسائل یاری می دهند و بر توانایی های شما تأکید می کنند و نیز محدودیت ها و ریسک ها را به دور از برچسب گذاری منفی و یا توجه های اغراق آمیز به شما، یادآوری می کنند.
۳٫ اگر شما در مواجهه با یک فرد خودشیفته، احساس گناه می کنید، این حس درست نیست. آن را از خود دور کنید. زمانی می توانید این حس گناه و شرمندگی را نداشته باشید که آن لحظه که آنها احساسات و هیجان های شما را دستکاری کرده اند، واکنش هیجانی تندی نشان نداده باشید. زیرا آنها، از این طریق شما را به حس گناهکاری و احساس شرمندگی می کشانند تا بعد دچار پشیمانی شوید.
۴٫ کار و تلاش کنید و بر روی منافع خود و معنایی که در زندگی برگزیده اید، تمرکز کنید. به فضای پر زرق و برقی که آنها نشان می دهند، زیاد توجه نداشته باشید. به فالوورها، پیروان، تابعان و همرنگان، زیاد اهمیت ندهید. این دسته از افراد گاهی حتی یک دوست واقعی هم ندارند. در باغ سبز آنها برای فقط مدت کوتاهی جذاب خواهد بود. تأمل کردن و بردباری و کار و تلاش واقعی است که شما را به هدفتان نزدیک و نزدیک تر می کند.
۵٫ مدیریت تناقض را آموزش ببینید، به ویژه عصبانیت و پرخاشگری خود را کنترل و مدیریت کنید.
۶٫ احساسات و توانایی های خودتان را به خوبی بشناسید و یادمان باشد که از فضای همدلی است که می توان از زندگی لذت برد و به موفقیت های واقعی دست یافت. چیزی که پاشنه آشیل افراد خودشیفته می باشد

⭕️ راهکارهای تخصصی برای درمان اختلال شخصیت خودشیفته

✍اگرچه بسیاری از متخصصین معتقد هستند که به دلیل شرایط خاصی که افراد دچار NPD دارند، آنها درمان پذیر نیستند، زیرا آنها اساسا قبول ندارند که اختلالی دارند. با اینحال امروزه متدها و روشهای مختلفی وجود دارد که از پیشرفت این اختلال می کاهد، البته در یک بازه زمانی نسبتا طولانی و به صورت کاملا تخصصی:

۱- (Cognitive Behavioral Therapy (CBT : که کمک می کند به این افراد تا آنها افکار ناسالم و منفی خود را بشناسند و الگوی رفتاری جایگزین را به او معرفی کند تا رفتار مثبت و سالم با درک متقابل دیگران را در پیش بگیرد.
۲- درمان رفتار منطقی (Dialectical Behavioral Therapy (DBT : این سطح از نوتوانی ، ادغام مشترکی از از درمان شناختی رفتاری یا CBT به همراه تنظیم احساسات و هیجان ها است که اتفاقا اخیرا محققان در تلاش هستند تا ببینند که آیا می توانند از هوش هیجانی Emotional Intelligence در این پروسه استفاده کنند یا خیر؟ تحقیقات نشان می دهد که به دلیل آسیب هایی که در بخش شناختی و عاطفی آنها می باشد و به ویژه همدلی شناختی و همدلی عاطفی، تنظیم و بازآرایی این حوزه ها، کمک بزرگی به افراد خودشیفته خواهد کرد. البته نتایج پژوهشی خبرهای خوشی از این ادغام مشترک داشته است.
۳- برنامه حمایتی Supportive Programs که شامل موارد زیر می تواند باشد:

📌 خانواده درمانی Family Therapy: که در حضور اعضای خانواده صورت می گیرد و درمانگر کمک می کند که آنها تناقض های موجود هم خود را بشناسند و هم احساسات واقعی خود را در رابطه با فرد خودشیفته یا افراد دچار خودشیفتگی بیان کنند. سپس به آنها آموزش داده می شود که چطور احساسات یکدیگر را بپذیرند و به ویژه به فرد خودشیفته که علائم و نشانه را بشناسد و وقتی ناآگاهانه از آنها استفاده می کند، بتواند فیدبک هایی که دیگران به او می دهند را درک کند.

📌 گروه درمانی Group therapy : در این روش، درمانگر تلاش می کند تا گروهی را تشکیل دهد که تا حدودی اعضای آن، کم و بیش خودشیفتگی را دارند. این افراد با گوش دادن به یکدیگر و صحبت کردن با هم به مرور درک میکنند که رفتار و افکار آنها تا چه میزان بر دیگران اثرات نامناسب و آزارنده داشته است. به این ترتیب به مرور زمان، آنها یاد می گیرند که با مردم دیگر نیز بهتر رفتار کنند.

تمامی این روشهای درمانی باید در حضور متخصص باشد، زیرا افراد خودشیفته به راحتی می توانند در این فضا، اختلال ایجاد نمایند و حتی موجب آسیب وآزار بیشتر دیگران شوند.

لینگ ما در کانال تلگرام : telegram.me/EQLearning2

منابع بیشتر برای مطالعه: 
  1. Treatment for Narcissistic Personality Disorder
  2. The Handbook of Narcissism and Narcissistic PersonalityDisorder … By W. Keith Campbell, Joshua D. Miller
  3. Exploring Leadership: Individual, Organizational, and Societal Perspectives, By Richard Bolden, Beverley Hawkins, Jonathan
  4. Emotional maturity and the self-centered Narcissist
  5. Narcissism in the Workplace: Research, Opinion and PracticeBy Andrew J. DuBrin

 

  1. The Vampire’s Bite: The Victims of Narcissists Speak Out,”
  2. “۹ Enlightening Quotes on Narcissists—and Why,”
  3. “۶ Signs of Narcissism You May Not Know About,”[the present post]
  4. The Narcissist’s Dilemma: They Can Dish It Out, But . . . “,
  5. “Narcissism: Why It’s So Rampant in Politics,”
  6. “Our Egos: Do They Need Strengthening—or Shrinking,”
  7. “LeBron James: The Making of a Narcissist” (Parts 1 & ۲), and
  8. “Reality as a Horror Movie: The Case of the Deadly Sweat Lodge” (Parts 1 & ۲—centering on James Arthur Ray).
  9. کتاب هیجان رفتار و تن گفتار، تألیف محمود امیری نیا، انتشارات آراسته، زمستان ۹۲، صفحه ۲۴۵ تا ۲۶۵

نویسنده: دکتر محمود امیری نیا

Dr. Mahmood Amirinia مدرس و مولف مستقل هوش هیجانی . Instructor and Freelance researcher on Emotional Intelligence